کامیک استریپ داستان مصور
اگر بحث را از کامیکهایی شروع کنیم که به سینما راه یافتند یا طراحان داستان مصوری که کارگردان شدند، مانند تری گیلیام، یا فیلمهایی که بعدتر داستان مصور شدند مانند جانگو (تارانتینو) باید فهرست بیپایانی را تدارک دید.
بعضی کامیکها را سینما خیلی پسندید: بتمن. و بعضی را کمتر: تن تن. مخاطبان کامیکهای نخستین را در یک کلیگویی میتوان نوجوانان پسر دانست. اما بعدتر گروه وسیعی از جمعهای مختلف به آن پیوستند. فارغ از اهمیت رسانهی کامیک بوک و تاثیر آن بر سینما باید به اهمیت نمونهای کامیکها به نام تن تن اشاره کرد. با اینکه تن تن خالقی بلژیکی و نه امریکایی داشت، اما تاثیر آن بر قهرمانپروری در رسانههای بصری و ماجراجویی آنان تاثیری وسیع بود. منشا گرفتن از روحیات کودکانه که در همهی ماجراییها و قهرمانانشان نهادینه شده. تنهایی، کلهشقی، اهمیت خبر، همراه داشتن، اینجا یک سگ وووو چیزهایی هستند که از پایههای اصلی گونهی ماجرایی سینمایی است و در تن تن هم هست. هرژه سینمادوست بود و در آثارش بهگونههای سینمایی اشاره داشت. گونههای گنگستری، وسترن و افسانه علمی افزون بر ماجرایی در آثار او دیده میشود. نامهی او به دیزنی بیجواب ماند اما بهنظر نمیرسد که دیزنی از کار او بیخبر بوده باشد. فیلمسازان غیرمستقیم از تن تن تاثیر گرفتند.
ناشناختگی عناصر در کنار ممانعت از فانتزی شدن فضا نیز در تن تن هست. فرعی بودن نقش زنان نیز با ماجراییها ماند.ایدهی منزل به منزل و عبور از مراحل مختلف که در پویانمایى و داستان مصور (فتورمان و کمیک بوک) ماهیت قالب را مىسازد و چند عکس کنار هم است که از اولى به دومى و تا آخر مىرویم، مستقیم به آثار ماجرایى آمد و بىدلیل نیست که قهرمانان آثار ماجرایى بارها از پویانمایىها ظهور مىکنند.
قهرمانان کامیک بهمرور مردانی شدند که یک ویژگی بدنی داشتند. مرد نامریی، مرد آهنی و یا ترکیبی بودند، مرد پرنده، مرد عنکبوتی… این در پوشششان تاثیر داشت و این ویژگی با سینما خیلی جور درآمد. پیش از سیل قهرمانان کامیک به سینما و ظهور ابرقهرمانان، شخصیتهای سینمایی با یک شغل معرفی میشدند. اما با تکثیر جمعیت در فاصلهی بعد از جنگ جهانی دوم بینندگان دوست داشتند خود را در رویایی بیابند. این رویای بصری در کامیکها تامین میشد. رویای یک شبه فاتح دنیا شدن و نجات دادن دختران بیپناه، یا تبدیل به رویای دیگران شدن. چیزی که بعدتر در رسانهی بازی بهشکل کاملتری محقق شد.
کامیک،سینما و بازی در یک چیز مشترک بودند: کمرنگ کردن نقش ادبیات.
اگر تن تن نمونهای بود که از کامیک بر سینما تاثیر گذاشت، باید به کامیکهای امریکایی اشارهکنیم که از سینمای پیشرو (آوانگارد) اروپایی تاثیر گرفتند. این کامیکها در فیلمهای سینمایی تجلیای پیدا نکردند و در همان رسانهی کامیک استریپ ماندند.
مجید محسنی
مجید محسنی
در بین فیلمسازان ایرانی مجید محسنی از نخستین کسانی بود که به سینمای بومی اهتمام کرد. او با تاکید از داشتن نمونههای وطنی در دههی ۳۰ خورشیدی در فیلمها یاد میکرد. گونههای سینمای ایران و به بیان بهتر شخصیتهایی که بعدها در سینمای ایران باب شدند، نخستین بار در فیلمهای او دیده شدند: لات جوانمرد (۱۳۳۷)، روستایی سادهدل (او نام عمقلی صمد را برای این شخصیت برگزید)، و مهاجرت از روستا به شهر در فیلم پرستوها به لانه بازمیگردند (۱۳۴۲)، عشق فقیر و غنی، بلبل مزرعه (۱۳۳۶)؛ تنها نمونههایی از تلاش او برای رسیدن به چیزی بود که بهدلیل مشی سیاسی او بازگویی نشد. تفکر چپ حاکم بر جریان انتقادی ایران مانع ذکر نام او بهعنوان یکی از نخستینها بود، هرچند که هوشنگ کاووسی، ابراهیم گلستان، فرخ غفاری و… از او بهعنوان قدم اول یاد کردهاند. کوشش او محدود به این موارد نبود. او بسیاری از نخستینها را در سینمای ایران باب کرد: تکامل فنی فیلمها، مانند دوربین روی دست؛ معرفی چهرههایی، مانند آذر شیوا، و سنت آوازخوانیهای روستایی که فردین و ملک مطیعی نیز چنین کردند.
▪️از مدخل سینمای بومی از بخش سرگذشتنامهای کتاب هفت گونه سینما-جلد دوم نوشتهی علیرضا کاوه (در دست تالیف)
توضیح: آذر شیوا بعدها در اعتراض به فضای حرفهای سینمای ایران کوشید. بهرام بیضایی گفته است که فیلم وقتی همه خوابیم و برخی نوشتههای او ادای دین به این اعتراض هستند.
در این مورد نک: بهرام بیضایی و وقتی همه خوابیم، بهکوشش علیرضا کاوه، نشر نیلا ۱۳۹۸.
ریدلی اسکات
ریدلی اسکات Sir Ridley Scott, 30 November 1937
کارگردان و تهیهکننده
از جنگهای انسانی فیلم ساخت، بین زنان و مردان، سیاهان و سفیدپوستان، انسان و شبهانسان، برده با خدا. در گذشته، حال و آینده؛ با شمشیر، اسلحه، سفینه، سنگ. اسبها را تصویر کرد، سواریها و هیولاها. همزمانی در عینِ ناهمزمانی و جدایی در عینِ شباهت. زمانی فیلمسازی را شروع (۱۹۶۵) کرد که هنوز انسان/ماشین (سایبرگ) نشده بودیم و امروز را پیشبینی کرد که بهگوشی، رایانه، دسته (جُیستیک) و نمایشگرمان چسبیدهایم. باریدن را تصویر کرد، باران ویروس، تیرباران، بمبارانشدن با دادهها (اینترنت). هیچکس حدس نزد که صحنهی خیرهشدن به چشمها برای پیبردن به انسانیت، بلید رانِر (۱۹۸۲)، در واقعیت روی خواهد داد. همانسان که هیچ زنی حدس نزد که کارگردان، تلما و لوییز (۱۹۹۱)، مَردست. از هراسِ همهگیری (پاندِمی) و وحشت از بیگانگان فیلم ساخت زمانیکه تصورِ صف بستن برای«ایمن» شدن با تزریق را نداشتیم. از رویارویی با ناانسان، بیگانه (۱۹۷۹)، زمانیکه بیگانگی بین انسانها آیین نبود. از دستندادن، از پنهانشدنِ لبها، از بوسهای مرگآفرین. از گذشته، گلادیاتور (۲۰۰۰)، گفت که نزدیک است. از رفتن، هجرت (۲۰۱۴)، سفرِ بیچیزان، مهاجرت بهکرات دیگر. اگر به سیارهای، مریخی (2015)، بُرد به زمین شبیه بود. از نابودی بشریت فیلم ساخت. از آینده گفت زمانیکه فکر نمیکردیم انقدر زود فرا برسد.
برگرفته از مدخل ریدلی اسکات از بخش افسانه علمیِ کتاب هفت گونه سینما- جلد دوم (در دست تالیف) نوشتهی علیرضا کاوه
آشغالهای دوستداشتنی (امیریوسفی 1389)
آشغالهای دوستداشتنی (امیریوسفی 1389)
- Analytical review in English and Persian – Scroll down for the English version.
Lovely Trash
فیلم اجتماعی سیاسی با چاشنی کمدی سیاه، بر بستر حادثهای تاریخی از دههی 1380 خورشیدی در ایران، به موضوعی میپردازد، که بارها در خانوادههای ایرانی رویداده است. جَوی حاصل از وحشت حملهی ماموران امنیتی مادربزرگی را وامیدارد، که مجموعهای از وسایلی را که میپندارد، ممکن است موجب آسیب به او شود، و یا بهعنوان سندی در محکمهای فرضی علیه وی استفاده شود، را در خانه بیابد و دور بریزد.
این روایت از عصر تا سپیدهدمی را در برمیگیرد. پیرزن که بهدلیل کهولت سن دچار حواسپرتی شده، باید از کسی کمک بگیرد، اما چون در خانه تنهاست، حافظهی دست و پا شکسته و توهم حضور همهی از دسترفتگاناش که در قابها محصورند، یاریگر او خواهند بود. شوهر مردهاش، برادر اعدام شدهاش. پسر در جنگ کشته شدهاش و پسر دیگرش که در حال تحصیل در خارج از کشورست، و بزودی به ایران خواهد آمد، در قاب عکسهایند. و اینان البته نمایندگانی برای بیان سرنوشتی که بر نسلهای پیشین رفت نیز هستند، که حالا تنها در قابها نگهداری میشوند. این تنها گفتگوی درونی و توهمی حاصل از تلاش زن برای آشتی دادن اعضای خانواده که قربانیِ ارزشهایِ سیاسیِ رسمی بودهاند، نیست. این بهانهای است برای نگاهی اجمالی به تاریخ سیاسی معاصر ایران که این چند نفر در واقع معرف اعضای آن میتوانند باشند. دورهی تاریخی که از مشروته و دورهی قاجار در قرن 19 میلادی آغاز میشود، و تا به امروز (2009) ادامه دارد.
پنج میانروایت این روایتِ از نظر زمانی بههم پیوسته را میبُرَند. پنج نمونه از حملهی ماموران – با بازیگران ثابت و تنها با تغییر لباس که مُعرفِ دورهها از نظر تاریخیاند – که با صدای کوبیدن به دری که یکی از قابهاست، آغاز میشوند. همگی مُنیر (مادر بزرگ) را صدا میکنند. و یکبار در دورهی مشروته و زمانیکه او هنوز بهدنیا نیامده و در شکم مادرش است، برای دستگیری پدرش بهخانه میریزند. یکبار در دورهی رضا شاه پهلوی، و زمانیکه او دختری است، یکبار در دورهی نهضت ملی شدن نفت، برای دستگیری شوهرش، یکبار در پیش از 1357 با ماموران ساواک برای دستگیری برادرش، و یکبار هم امروز برای یافتن دختر خواهرش، که پس از اعدام برادرِ پیرزن، به آرمانهای این عشق از دسترفته وفادارست، و در خیابانها در بین معترضان. چنین میتوان عنوان کرد، که آنچه بر زن میگذرد، همانی است که بر مام میهن رفت.
پس مادربزرگ که میتواند بهانهای برای شنیدن سرود موسیقایی “خونهی مادربزرگه” در عنوانبندی پایانی باشد، در مواجهه یا مورد تعرضِ قابهاست. درِ خانه یکی، دومی وسایل رسانهای (لبتاب، تلویزیون، …)، سومی قابهای عکسها، و چهارمی کتابها هستند. هر یک از اینان برای او زمینهی پیوستن به دنیای بیرون است، که گویی از واقعیت او بُریده شده است. اگر دنیای متعرض او در اشکال دو بُعدی (مستطیلی) و همگی مردانه – صاحبان عکسهای قابهای روی تاقچه، و مامورانی که از درْ در 5 روایتِ یادمانی بهداخل میریزند، همگی مَردَند- هستند. اما واقعیت زنانه در فضایی حجمدار میگذرد، و چون قابها دو بعدی نیست.
این واقعیت در بیرون اتاقها، و داخل آنان، امکان حضور زنان را فراهم میآورد، دختر خواهرش و دوست او، دو زنی که تنها کسانی هستند، که مادر بزرگ میتواند با آنها در فضایی غیرتوهمی صحبت کند، در این فضا با او روبرو میشوند. هر دو ایشان در حال رفت و آمد و پیوستن و فرار از معترضان خیابانیِ زمان حال هستند. و گاه زخمی و نگران، و گاه برای پناهدادن تعداد کثیری از معترضان که بهخانه میریزند، دیده میشوند.
خانه اما بهسُنَتِ خانههای گاه باقیمانده در بافت فرسودهی امروزِ شهر تهران، دارای دو اشکوب (طبقه)، یک فضای بیرونی (حیاط) و یک زیرزمین است. بیشتر زمان فیلم و گفتگوهای پیرزن با قابهایی که بهحرف میآیند در اولین اُشکوب (طبقه) میگذرد. که از پنجرههای آن فضای بیرون (حیاط) گاه دیده میشود. پنجرههایی که قابهایی دیگرند. گاه نوری در پشت آنان است، روز، و گاه نیست، شب.
قابها اما بجز پیرزن با کس دیگری حرف نمیزنند، یعنی صدای حرفهای پیرزن و قابها را دو زن دیگری که بهخانه میآیند، نمیشنوند. البته قابها ورود و خروجها را میفهمند، بهواقع آنان آنچه را که پیرزن دریافت میکند، میبینند. حتا شاهد تصور دیوانگی از سوی دو زن دیگر برای پیرزن نیستیم. این خود پیرزن است که جایی – در تماس با پسرِ مصمم برای آمدن به ایران در برابر عزم او برای منصرف کردن از آمدناش در این “شلوغی”ها – میگوید که “دارم دیوونه میشم دوباره دارم با قابا حرف میزنم”. این کنش سازندهی بستری از شوخی روایی و متبلور در “لحن فیلم” نیز هست. گویی ما / بینندگان در حال شرکت در بازی کسی هستیم، که در بیکسی دارد گذشتهی خود را با جستجوی یادمانهایی مرور میکند. و البته روایت فیلم اصرار دارد، که این حادثهی اجتماعی مشابه قبلیهاست، در پیوند با دیگر حوادث در همان 5 دوره و برای زن امری تکراری است.
قابها تغییر شکل میدهند، یعنی بزرگ و کوچک میشوند، روشن و تاریک میشوند. و محل قرار گرفتن چهار ظلع تغییر میکند، یعنی چهار رشته در مرکزی یکدیگر را ملاقات میکنند، و به ضربدری تبدیل میشود. این را میتوان موفقیت تلاش زن نیز تصور کرد، زمانیکه میبیند تنها خانهی او نیست که ضربدر دارد. این چهار رشته – چهار مرد زندگی او؟ – که مادر بزرگ کوشیده بود، جداافتادگیشان را آشتی دهد، و در شکل “قاب” مستتر بود، حالا در شکل ضربدر بهیک مرکز متحد پیوستهاند. این در بستر روایی علامتی است که بهظاهر ماموران بر روی در خانهی پیرزن و با هدف شناسایی بعدی او کشیدهاند. و پاسخ به پناهی است، که او در جایی به فراریان معترض از حملهی ماموران میدهد، با وحشت متراکم در چشمهایشان، که گاز اشکآور نیز آن را ملتهبتر کرده است، در حالیکه فریاد میزنند “نترسین، نترسین، ما همه با هم هستیم”. چشمها نیز در قابی اما نه چهار گوش که گِرد بهدام افتادهاند.
برق زدن چشمها تنها نوری نیست که از درونِ بهدام افتادگیِ درونْ قابی بیرون میزند. چند منبع نور در درون و بیرون قابها یافتنی است: خورشید که به پنجرهها گاه روشنی میدهد. چراغ که میتواند بهشکلی نمادین نشاندهندهی تابیدن نور قابها به تاریکی حافظهی ما و پیرزن باشد، و در رفتن به صندوقخونه برای یافتن اسلحه یا دیگر چیزها برجستهتر میشود. شمعی که در قاب سقاخانهی انتهایی فیلم میدرخشد، و البته در هوای سپیده زده کمسوست.
روشنی و درخشیدن قابها در آثار محسن امیر یوسفی دارای سابقه است. در خواب تلخ و در آتشکار. در عینحال اینها بهانهای برای بیان ذهنیات و بهیکجا کشاندن واقعیاتی پراکنده هستند. واقعیاتی که بهبهانهی زمان و ذهنینمایی “دیگر” تلقی میشوند. در خواب تلخ دوربین دو چشمی که پیرمرد را از دور برای دیدن یاری میدهد، قاب مُدَور و تماشای برنامههای سیما (تلویزیون) قاب چهار گوش هستند. در آتشکار قابی از تصور دوزخ و بهشت و برزخ است، که بر تصورات قهرمان میتابد.
فیلم متعلق به جریان اصلی و رسمی سینمای ایران نیست. هر سه ساختهی یوسفی شاید به همین دلیل سالها در توقیف بودهاند.
علیرضا کاوه
Lovely Trash
Original title: Ashghal haye Doost Dashtani
(Amir Youssefi, 2010)
A socio-political film with a touch of black comedy, set against a historical incident from the 2000s in Iran, the film addresses a situation that has repeatedly occurred within Iranian families. The atmosphere of fear produced by the threat of a security raid compels a grandmother to search through her home and discard a collection of objects she believes might endanger her, or be used as evidence against her in a hypothetical court.
The narrative unfolds from late afternoon until dawn. The elderly woman, suffering from absent-mindedness due to old age, needs assistance—but since she is alone in the house, her fragmented memory and the hallucinated presence of all those she has lost, confined within picture frames, come to her aid. Her deceased husband, her executed brother, her son killed in the war, and another son studying abroad who is soon to return to Iran—all appear within framed photographs. These figures, of course, also function as representatives of the destinies endured by previous generations, now preserved only within frames.
This is not merely an internal or hallucinatory dialogue born of the woman’s attempt to reconcile family members who were victims of officially sanctioned political values. Rather, it serves as a pretext for a concise reflection on Iran’s contemporary political history—one in which these few individuals can be understood as emblematic figures. A historical trajectory that begins with the Constitutional Revolution and the Qajar era in the nineteenth century and continues up to the present day (2009).
Full version of the film
Beloved Trash (Mohsen Amir Youssefi, 2010)
Embedded here for analytical and educational purposes.
نسخهی کامل فیلم
آشغالهای دوستداشتنی – محسن امیر یوسفی (۱۳۸۹)
جهت استفادهی پژوهشی و تحلیلی
Five interludes interrupt this temporally continuous narrative. These five reenactments of security raids—performed by the same actors, distinguished only by changes in costume that signify different historical periods—each begin with the sound of pounding on a door, itself one of the frames. In every instance, they call for “Monir” (the grandmother). Once during the Constitutional period, when she has not yet been born and is still in her mother’s womb, as they storm the house to arrest her father. Once during the Reza Shah era, when she is a young girl. Once during the period of oil nationalization, to arrest her husband. Once before 1979, with SAVAK agents arresting her brother. And once in the present, seeking her niece, who—after the execution of the grandmother’s brother—has remained faithful to the ideals of that lost love and is now among the street protesters.
Thus, what befalls the woman can be understood as what befell the motherland itself.
The grandmother, then—who also provides the pretext for the musical refrain “Grandma’s House” heard during the end credits—is confronted with, or subjected to, frames. One is the door of the house; another, media devices (laptop, television, etc.); the third, photo frames; and the fourth, books. Each represents a potential means of connection to the outside world, a world that seems severed from her lived reality.
If the intrusive world manifests itself in two-dimensional (rectangular) forms and is entirely male—the owners of the photographs on the shelf and the agents who burst through the door in the five commemorative sequences are all men—then feminine reality unfolds within a volumetric space, precisely because frames themselves are not two-dimensional.
This reality, both outside and inside the rooms, allows for the presence of women. Her niece and the niece’s friend—two women who are the only people with whom the grandmother can converse in a non-hallucinatory space—encounter her there. Both are in constant movement, joining and fleeing from the street protests of the present moment. At times they appear wounded and anxious; at other times they are seen sheltering large numbers of protesters who flood into the house.
The house itself, in keeping with the remaining examples found in today’s decaying urban fabric of Tehran, consists of two floors, an exterior courtyard, and a basement. Most of the film’s duration—and the grandmother’s conversations with the speaking frames—takes place on the first floor, from whose windows the exterior space (the courtyard) is occasionally visible. Windows that are themselves frames. At times light shines behind them—daytime—and at other times there is none—night.
The frames, however, speak only to the grandmother; no one else hears their voices. The two women who come to the house do not hear the conversations between the grandmother and the frames. Yet the frames are aware of entrances and exits; in fact, they see what the grandmother perceives. We do not even witness the other women suspecting the grandmother of madness. It is the grandmother herself who, at one point—during a phone call with her son who is determined to return to Iran, while she tries to dissuade him because of the “chaos”—says: “I’m going crazy; I’m talking to the frames again.”
This gesture constructs a narrative space for humor, crystallized in the film’s tone. It is as if we, the viewers, are participating in the game of someone who, in solitude, revisits her past by searching through memorial traces. And the film insists that the present social incident resembles the previous ones—linked to the five historical periods—and that for the woman, this is a recurring experience.
The frames change form: they grow and shrink, become bright or dark. Their rectangular edges shift position until four lines converge at a center, forming a cross. This may be interpreted as the woman’s success—when she realizes that it is not only her house that bears a cross. These four lines—perhaps the four men of her life?—which she attempted to reconcile despite their separations, once embedded within frames, now unite at a single center in the form of a cross.
Within the narrative, this cross appears to be the mark drawn by agents on the grandmother’s door for later identification. It also responds to the refuge she provides to fleeing protesters—terror condensed in their eyes, intensified by tear gas—as they shout, “Don’t be afraid, don’t be afraid, we’re all together.” The eyes, too, are framed—though not rectangular but circular—trapped.
The glimmering of eyes is not the only light emerging from within this framed entrapment. Multiple sources of light can be found inside and outside the frames: the sun, which sometimes illuminates the windows; the lamp, which symbolically suggests the illumination of memory by the frames, particularly emphasized during the descent into the storage room in search of a weapon or other objects; the candle glowing within the shrine-like frame at the film’s end—though its flame grows faint in the light of dawn.
The luminosity of frames has precedent in Mohsen Amir Youssefi’s earlier works, Sleepy Hollow and Firecracker. At the same time, these devices serve as means to express mental states and gather scattered realities into a single space—realities that, through the mediation of time and subjectivization, are treated as “other.” In Sleepy Hollow, binoculars assist the elderly man’s distant vision, forming a circular frame, while television broadcasts appear within rectangular frames. In Firecracker, frames of imagined hell, heaven, and purgatory are projected onto the protagonist’s perceptions.
The film does not belong to the mainstream or official current of Iranian cinema. Perhaps for this very reason, all three of Youssefi’s films were subjected to years of censorship and suspension.
5/5/97
این نقد در کتاب بیست فیلم ایرانی بیست نقد بههمین قلم منتشر خواهد شد.

https://www.imdb.com/title/tt6208032/?ref_=tturv_ov_bk
https://www.imdb.com/title/tt6208032/reviews/?item=rw11190809&ref_=ext_shr_lnk
هفت گونه سینما – کتاب نخست
هفت گونه سینما
علیرضا کاوه
ویرایش: سیاوش افشار
روی جلد: شاهرخ کاوه
روزنهکار ۱۴۰۰
۶۰ هزار تومان
سفارش خرید کتاب با تخفیف
https://b2n.ir/h59720
سفارش خرید مجازی (Ebook)
https://b2n.ir/k75935
معرفی کامل را در یوتیوب (https://youtu.be/F99GDbl_CZ4) ببینید. برای عضویت روی subscribe بزنید.
و در آپارات https://aparat.com/v/dMUyn
Three Sisters
This page serves as the official production announcement for the film “Three Sisters” written and directed by Alireza Kaveh.
Three Sisters
A film by Alireza Kaveh
Producer: Mir Valiollah Madani
Genre: Psychological Mystery / Drama
Language: Persian (with English subtitles)
Country of Origin: Iran
Status: Currently in pre-production
Principal photography is scheduled to begin in Fall 2025.
Synopsis:
Three Sisters is a poetic and nonlinear mystery about three women who are never seen together, yet their lives intertwine through a lost handbag. The film explores memory, absence, and fractured familial bonds as the bag passes between the sisters, triggering revelations that transcend time and space.
More details, cast, and visuals will be added as production progresses.
You can view the full credits and demo reel on Alireza Kaveh’s IMDb page.تاریخ بینندگی, تاریخ سینما
مستندی در مورد تاریخ سینما پیش از فیلم و پیش از قرن نوزده میلادی
تقسیمبندی پنجگانه سینما
تقسیمبندی سینمایی
تقسیمبندی سینمایی (هنر، رسانه، قالب، سبک، گونه، سنت) نیاز به مثالی دارد. یک ترکیب سه تایی از رنگها که معنیدار هم باشد میتواند به گویاییِ بحثْ کمکِ شایانی بکند.
پرچم ایران را در نظر بگیرید. آن را به عنوان یک «نماد بصری» در ذهن دارید. این نماد از کودکی به همراه سرود ملی برای شما بازتولید شده است. ماهیت نمادین بصری و همراهی با موسیقیْ هنری شدن فرایند ارتباطی شما با آن است.
پرچم را زمانی که در صف مدرسه بودهاید ممکن است بر سر چوب کبریتی تکان داده باشید. ممکن است آقایانی در خدمت سربازی پای آن و سربالا ایستاده باشند. به هنگام عبور از میدان عشرت آباد تهران آن را بر سر تیر بلندی دیدهاید. اگر قهرمان ورزشی باشید ممکن است آن را در آغوش کشیده باشید. بانوانی آنرا بهعنوان آرایش برروی صورتشان بههنگام انتخابات کشیدهاند. بر روی جنازهی کسانی پس از مرگ … اینها حضور در رسانههای مختلف هستند.
ممکن است پرچم «جنس»های مختلفی داشته باشد.کاغذی، پارچهای، نقاشی شده بر روی چوب و سنگ، اینها قالباند.
ممکن است سه رنگ پرچم و نماد میانی آن دوخته شده یا چاپی باشد، این سبک اثرست. بازتولید پرچم در ذهن و تکثیر آن به شکلِ شی یک ماهیتِ «صنعتی و تولیدی» دارد.
قالب و سبک هر دو به مشخصهای در تولید اثر اشاره دارند. سبکْ واکنشی به تعبیر «زمانه» از «واقعگرایی» است که به هنرهای دیگر هم تسری مییابد. یعنی سبک اکسپرسیونیسم در سینما در هنرهای دیگر هم وجود دارد. اما منظور از قالب انیمیشن مختص سینماست که در مقایسه با قالبهای دیگر چون مستند، داستانی، تکهای (اپیزُدیک)، مجموعه (سریال) و … قرار میگیرد.
دریافتِ پرچم به شکلی معمول فرایندی گروهی است. اگر مهاجرت کنید تعهد به پرچم دیگری برای شما ایجاد میشود و ممکن است بین این دو نسبت متفاوتی برقرار کنید. یعنی شما به تنهایی نمیتوانید برداشت شخصی از آن داشته باشید. دریافت شما از آن به منزلهی قرار گرفتن در یک گروه است حتا اگر پنهان از بقیه نمونهای از این پرچم را که نماد دیگری در میاناش درج شده، نگهداشته باشید. ممکن است در فیلمی که در زمانی غیرمعاصر میگذرد از آن یا شکل دیگری که آن را یادآوری میکند، برای نمایش دورهای تاریخی استفاده کنید. ممکن است برای آن اشک بریزید، یا زانو بزنید یا قسم بخورید و جان خود را بدهید. یا در عکسی ببینید که باد در آن میوزد و احساس غرور کنید. اینها «لحن»هایِ متفاوت حاصل از گونهها هستند.
پرچمها تنها یک سنت دارند -ترکیبی از رنگها- وگرنه، ایرانیها با فرش، کوباییها با نیشکر، برزیلیها با موز و ایتالیاییها با پیتزا پرچم درست میکردند.
ار کتاب هفت گونه سینما نوشتهی علیرضا کاوه انتشارات روزنهکار



Cinematic Taxonomy (Medium, Style, Genre, Format, Tradition)
To illustrate how the fivefold cinematic taxonomy works, imagine a simple but meaningful visual example: a national flag. Consider the Iranian flag—not as a political symbol, but as a visual sign embedded in memory. Since childhood, you have encountered it beside the national anthem; this pairing of a visual emblem with music already turns your perception of it into an aesthetic experience.
You may have waved the flag as a child during school ceremonies. Soldiers may have stood in formation beneath it during military service. In Tehran, you might have seen it raised high above the square at Shoush or Enqelab. Athletes may embrace it after a victory; women paint it on their faces during elections; and it may cover the coffin of someone after their death. These are different media through which the same symbol appears — film, television, music videos, video games, mobile screens, and even “pre-cinematic” forms.
The flag can exist in different materials: paper, cloth, carved wood, painted stone. These correspond to format: the physical or industrial embodiment of the object. In film terms, we may not touch the material, but cinema still implies a “format”—animation, documentary, episodic structure, feature-length, experimental, and others.
The three colors of the flag — and the central emblem — may be printed, embroidered, hand-painted, or stylized. These belong to style: the expressive or aesthetic treatment. Style responds to the artistic spirit of its era (realism, expressionism, minimalism, folk stylization) and extends across art forms, not only cinema.
Format and style both describe aspects of production, yet they are distinct: style is cross-artistic; format is specific to cinema’s structural organization.
The reception of the flag is inherently collective. When you migrate, a new flag may enter your emotional life, and your relation to the two symbols becomes negotiated. In other words, a flag cannot be formed purely as an individual, private meaning. You encounter it as part of a group—national, cultural, historical—even if you personally keep a modified or alternative version of it. In cinema, this is equivalent to genre: the emotional or tonal expectation generated by shared cultural experience. A film set in a historical era may display a flag or its substitute to evoke a particular period. You might cry for it, kneel before it, swear an oath under it, sacrifice your life for it, or feel pride at the sight of it moving in the wind. These emotional registers correspond to tone, the affective dimension of genre.
Finally, flags have only one tradition: a fixed combination of colors and symbols. Otherwise, Iranians might use carpets, Cubans might use sugar cane, Brazilians bananas, and Italians pizza as national emblems. Cinematic traditions work the same way. They are tied to cultural memory and collective taste: European art cinema, Hollywood’s individualist adventure tradition, Hong Kong’s mythic combat tradition, Bollywood’s melodramatic sentimentality, and many others. Tradition is not a style or a genre; it is a deep cultural inheritance shaping how films are made and understood.
🔥 نکته
کتاب بینندهی فیلم
بهرام بیضایی و وقتی همه خوابیم
بهرام بیضایی و وقتی همه خوابیم به کوشش علیرضا کاوه
Alireza Kaveh ( Bahram Beyzaie and When We Are All Asleep) Bahrām Bayzā’ī va Vaqtī hamah khābīm
مجموعه مقالات و مصاحبه در مورد فیلم وقتی همه خوابیم (بیضایی), به همراه دو نوشته از بهرام بیضایی و شناسنامه فیلم
به کوشش علیرضا کاوه
نشر نیلا
عنوان فارسی:
بهرام بیضایی و «وقتی همه خوابیم»
عنوان انگلیسی:
Bahram Beyzaie and When We Are All Asleep
دربارهی:
کتاب مجموعهای است از گفتارها، یادداشتها، تحلیلها و واکنشها پیرامون فیلم وقتی همه خوابیم و جایگاه فکری و سینمایی بهرام بیضایی؛ با تمرکز بر بستر تولید، واکنشهای انتقادی، و نسبت این فیلم با کل منظومهی فکری بیضایی.
به کوشش:
علیرضا کاوه
مشارکتکنندگان (بر اساس جلد و شناسنامه):
- بهرام بیضایی
- سهند عبیدی
- حمید امجد
- علیرضا کاوه
- جهانبخش نورایی
- امید روحانی
- امیرحسین سیادت
ناشر:
انتشارات نیلا (Nila Publications)
سال انتشار:
۱۳۹۸
شابک (ISBN):
978-600-122-027-2
Bahrām Bayzā’ī va Vaqtī hamah khābīm
Bahram Beyzaie and When We Are All Asleep is a critical volume dedicated to the analysis of Bahram Beyzaie’s final feature film. Edited by Alireza Kaveh, the book brings together Beyzaie’s own statements alongside essays and critical responses by prominent Iranian critics and filmmakers.
Focusing on the film’s production context, narrative structure, and cultural implications, the book examines When We Are All Asleep as a key work in Beyzaie’s intellectual and cinematic trajectory. This volume provides valuable insight into contemporary Iranian cinema, authorship, and the relationship between filmmaking and critical discourse.

فهرست مطالب – فارسی
بهرام بیضایی و «وقتی همه خوابیم»
- مقدمهی گردآورنده / علیرضا کاوه — ۷
- شناسنامهی فیلم — ۹
- خلاصهی فیلمنامه — ۱۵
مقالات
- تازهای بر خویشتن / جهانبخش نورایی — ۲۱
- تحقق تصویر مشترک / علیرضا کاوه — ۴۸
- مهرههای شطرنج در بازی نرد / سهند عبیدی — ۵۹
- ما همه شبیه همیم / امیرحسین سیادت — ۸۸
- سایهاش بر آنچه میبینم افتاد / علیرضا کاوه — ۱۲۷
گفتوگوها
- اسطورهی هویتهای دوگانه در درام معاصر — ۱۶۳
- گفتوگوی حمید امجد با بهرام بیضایی — ۱۶۵
- … به گفتوگوی واقعی نیازمندیم — ۲۰۱
- گفتوگوی علیرضا کاوه با بهرام بیضایی (۱) — ۲۰۱
- و قصهی خود شهرزاد قصهگو — ۲۲۵
- گفتوگوی امید روحانی با بهرام بیضایی — ۲۲۵
- وقتی خود را به خواب میزنیم — ۲۲۸
- گفتوگوی علیرضا کاوه با بهرام بیضایی (۲) — ۲۲۸
پیوندان
- شش طرح برای صدسالگی سینمای ایران / بهرام بیضایی — ۳۳۱
- اعتراضی نیست؛ خیالتان راحت / بهرام بیضایی — ۳۳۵
- عکسها — ۳۵۹
Table of Contents – English
Bahram Beyzaie and When We Are All Asleep
- Editor’s Introduction / Alireza Kaveh — 7
- Film Credits — 9
- Screenplay Synopsis — 15
Essays
- A Renewal of the Self / Jahanbakhsh Nouraei — 21
- Realizing a Shared Image / Alireza Kaveh — 48
- Chess Pieces in a Backgammon Game / Sahand Abidi — 59
- We Are All Alike / AmirHossein Siadat — 88
- Its Shadow Fell on What I See / Alireza Kaveh — 127
Interviews
- The Myth of Dual Identities in Contemporary Drama — 163
- An Interview by Hamid Amjad with Bahram Beyzaie — 165
- … We Are in Need of a Genuine Dialogue — 201
- Interview by Alireza Kaveh with Bahram Beyzaie (I) — 201
- And the Tale of Shahrazad, the Storyteller — 225
- Interview by Omid Rouhani with Bahram Beyzaie — 225
- When We Pretend to Be Asleep — 228
- Interview by Alireza Kaveh with Bahram Beyzaie (II) — 228
Appendices
- Six Proposals for the Centennial of Iranian Cinema / Bahram Beyzaie — 331
- This Is Not a Protest; Rest Assured / Bahram Beyzaie — 335
- Photographs — 359
نشر نیلا
مقاله روزنامه شرق در مورد کتاب بهرام بیضایی و وقتی همه خوابیم
ایران کتاب
https://www.iranketab.ir/book/30113-bahram-bayzai
طاقچه
https://taaghche.com/author/%D8%B9%D9%84%DB%8C%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D9%88%D9%87طاقچه
ایسنا
فرادید
علیرضا کاوه Alireza Kaveh Google Books
ریسرچ گیت ResearchGate
https://www.researchgate.net/publication/399219246_Bahram_Beyzaie_and_When_We_Are_All_Asleep
گوگل اسکولار
اینستاگرام بهرام بیضایی
https://www.instagram.com/p/CB7eyyZg7AI/?hl=en&img_index=1
اینستاگرام بهرام بیضایی
https://www.instagram.com/bahram.beyzai/p/CBP4H58gZQh/?hl=en&img_index=5

وقتی همه خوابیم (۱۳۸۷) When We Are All Asleep
Listed among selected publications about Bahram Beyzaie on Stanford University’s website.
Kaveh, Alireza and a group of writers. Bahram Beyzaie and When We Are All Asleep . Nila Press, 2019.
https://beyzaie.people.stanford.edu/publications/select-publications-about-bahram-beyzaie
Academic references
The book is cited in Encyclopaedia Iranica in discussions of Bahram Beyzaie’s cinema.
Alireza Kaveh, ed. Bahrām Bayzā’ī va Vaqtī hamah khābīm (Tehran: Nīlā, 2019).
The volume edited by Alireza Kaveh (2019) is referenced in Saeed Talajoy’s 2023 monograph published by Edinburgh University Press, indicating its inclusion in recent English-language scholarship.
Talajoy, Saeed (2023). . Edinburgh University Press. See page 259 (referencing Kaveh as editor).
View on Google Books
فهرست در IMDB Lists
https://www.imdb.com/list/ls4154542456/?ref_=up_urls_t_1
This book is held by several academic and national libraries worldwide and is indexed in WorldCat, the global library catalog.
https://search.worldcat.org/title/1253439267?oclcNum=1253439267
Openlibrary
